|
دل نوشته های ساده ی من اما غریبانه
|
عشق من ناز نکن بغض ما پایون میگیره
یه روزی دست زمونه تورو از من میگیره
وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه
تورو دیدن تورو خواستن رو کی از من میگیره
عشق من قلب این عاشق باتو اروم میگیره
همه ناله های من ازون نگاهت دوریه
تورو دیدن تو رو خواستن تو رو هرجا میبینم
بی تو و عشق تو من همیشه تنها میمونم
عشق من عاشقتم تکرار هر شبانته
همه حرفام بخدا از عشق و از صداقته
با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
عشق من بی کسی و شب با تو پایون میگیره
همه ر'گهام از حرارت نگات خون میگیره
با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره
روزای رفته برام رنگ سیاهی میگیره
اگه صد بهار و پاییز واسه تو گریه کنم
نمیتونم که تورو همیشه از یاد ببرم
من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه
همه ناله های من از اون نگاهت دوریه
تورو دیدن توی دنیا واسه من نهایته
عشق من بی کسی و شب با تو پایون میگیره
همه رگ ها از حرارت نگات خون میگیره
با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
دلم میخواد اینقدر زمان بگذره که این روزا یادم نیاد
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تموم ادم ها از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به اسمون با ستاره ها قیامت می کنم
نمی زارم کسی عاشق نباشه ماه و بین همه قسمت می کنم
مرا محبوسم کردی تنها به جرم اینکه می خواستم
محبوبت باشم
مرا مجنونم کردی تنها به جرم اینکه می خواستم
مقصودت باشم
مرا مجروحم کردی تنها به جرم اینکه می خواستم
اولین و آخرینت باشم
مرا طردم نکن تنها به جرم اینکه می خواهم
تو را
نیستی و نبودت نفس هایم را به شماره انداخته است
لحظه ها را می شمارم و به انتظار لحظه دیدنت می مانم
هر ثانیه که می گذرد می دانم که یک ثانیه به تو نزدیک تر شده ام
و شوق دیدار٬شوق دیدن تو٬
هیچ کس از درون من با خبر نیست
و دوست داشتن٬چه کسی می داند چه کسی٬چه کسی را بیشتر از کس دیگر دوست می دارد؟
و این تنها در دل من است
پس به تو می گوییم
دوستت دارم
دوستت دارم ای دوست داشتنی ترین.
************************************************************************
زيبايي ام را پاياني نيست...
وقتي كه در چشمان تو به خواب مي روم
و هراس كودكانه ام را از پای در می آورم
در عطري كه از تو بر سينه دارم
چه بي پروا دوستت دارم
و چه بي نشان تو را گم مي كنم
وقتي كه دروغ مي گويم
اینجا خاطریست که هر روز
به تو می اندیشد...
دوستم داشته باش ، بادها، دلتنگ اند
دستها ، بیهوده ، چشمها، بیرنگ اند
دوستم داشته باش ، شهرها می لرزند
برگها می سوزند ، یادها می گندند
باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز
آشتی كن با رنگ ، عشق بازی با ساز
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند
دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران
گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد
ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش ، برگ را باور كن
آفتابی تر شو ، باغ را از بر كن
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند
تو می روی ومن فقط نگاهت می کنم.تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم بی تو یک عمرفرصت برای
گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است.

چه کسی می داند که تو درپیله ی تنهایی خود تنهایی چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه
درفریادی پیله ات رابگشا...توبه اندازه ی یک پروانه زیبایی.
دربرکه ی اشکم همه دم نقش تو دیدم این هدیه ی خوبیست که از اب گرفتم هرگز نتوانی که زمن دور
بمانی چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم.
کاش می شد باتوبودن رانوشت تاکه زیبا رابکشم برهرچه زشت کاش می شد روی این رنگین کمان
می نوشتم تا ابد با من بمان.
بی قرارتوام ودر دل تنگم گله هاست بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که
افتاده دراب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست.
گاهی اوقات ارزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند
سرزمین هستی برسم وپرواز کنان نغمه سردهم که...من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم.
عشق یعنی زهرشیرین بخت تلخ
عشق یعنی بادیک رویای نرم
عشق یعنی یک بیابان خاطره
عشق یعنی چهاردیواربدون پنجره
زیباترازتمام جهانم من
زیراتو
درتمامی من سبزگشته ای!
شیرین تر ازدیدار هرروزت نمی خواهم شیرین شیرین باش

به زیرخاکم و هنوز نرفتی از خیال من
غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من
منوزیرسایه ی خودت بگیرتو مث خواب ستاره روشنی بذاردنیا دورمون خط بکشه توکه تا اخراین خط
بامنی
هرگاه دلم هوای یک سبدصحبت ناب می کند
هرگاه غم تمام اینه ی وجودم رافرامی گیرد
هرگاه یاسهای باغنچه ی دلم هوای تورا
می کند دیرامدی اما ماندگارترین شدی...
صدایم می لرزد.چراامروزبرایم گریه کرده بود؟ من افتاب رامیان امواج دریا شستم وبادقت بربند جاذبه زمین
پهن کردم.تومی دانی چراخورشید سوخت؟ درحالیکه دستان من هنوز سرد است! ماه بغض کرده بود.
مگرمن ستاره هایش راکشتم؟! پس چرا اواز غصه هایش رابرسر من کوبید؟! ایا این انصاف است من
خیس می شوم درحالیکه تو چتر در دستانت داری؟! شقایقها پرپرشدند ولی خورشید درچشمان من
فوت کرده بود .تومی دانی چراماری که جفتش مرده بود گذربه گذر دنبال ردپایی از من می گشت؟!
دلم را شکستم تا کبوتر بال و پرشکسته ای که کنج قفس احساس مرگ می کرد غریبه نباشد ولی
نمی دانم چرا هنوز صدایم می لرزد! شاید تو بر روی حنجره ام سرسره بازی می کنی!
ببخشید!گفته بودم:ستاره بخواهی به خاطرتو آسمان هفتم می روم اما حتی دستم
رابلند نکردم تاشکوفه های درخت رابچینم.گفته بودم:تاته دنیامنتظرت می مانم اماتا تمام شدن
تقویم طاقتم طاق شدوبریدم.گفته بودم:بی تومی میرم.اما باغیرتوسرکردم وبی توزندگی را
گذراندم.گفته بودم:همسفرم باتو امادرابتدا جازدم ودراولین چهارراه جاده پیاده شدم.
ببخشید!خطهای این کاغذ راسیاه کردم تاخودم رابپوشانم ازاین روسیاهی.
شرمنده ام!اگرتورارهاکردم درحدودتنهایی...
**توپروازکردی ومن ازبارش پرهای ریخته ات وضومی گیرم وبرسرآبی ترین سجاده ها
نمازصبرمی خوانم**
درشب مردگان فانوس باش باغم سنگین شب مانوس باش
گرببخشدشب به تو پیراهنش نیلی وهمرنگ اقیانوس باش
چون جویبارهای کوچک درنخستین ایستگاه ها ازپادرامدیم من هیچ٬حیف ازتوکه دریاراندیدی.
کاش می دانستی لرزشهای دلم به خاطر توست مثل پرستوی مهاجری مه صحرای قلبت را
برای اشیانه برگزیده ام.
ای کاش می دانستم بعد ازمرگم
اولین اشک
ازچشمان چه کسی جاری می شود
وآخرین سیاهپوش
که مرا به فراموشی می سپارد چه کسی خواهد بود
واما...
روزی که دلم پیش تو بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو...
تولدش مبارک ![]()
وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن . براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو . ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه . حالا فهميدي چرا اب دريا شوره؟
آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند و آن هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند
خدایا
گر تو درد عاشقی را میکشیدی
تو هم زهر جدایی را به تلخی میچشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی
پشیمان میشدی از اینکه عشق را آفریدی
بگو هرگز سفر کردی سفر با چشم تر کردی؟
کسی را بدرقه با اشک، تو با خون جگر کردی؟
ز شهر آرزوهایت به ناکامی گذر کردی؟
گل امیدت را پرپر به خاک رهگذر کردی؟